آرای مخالفان تغییر الفبای کنونی

شاید نیکوتر میبود که پیش از امروز، در زمانی شایستهتر، این تغییر الفبا صورت میگرفت و حال که پرونده یکپارچهسازی و تدوین ساختار زبانها در ابزارهای نوین در دنیا به پایان رسیده است، در اندوه فرصتهای از دست رفته نبودیم و به تنها راهی که برایمان باقی است که آنرا شاید بتوان خوراندن بناچار حروف دیگران برای زبانمان دانست، نمیاندیشیدیم و نیز می‌توانستیم از ابزارهای روز دنیا چون «واجشناس دیداری» (OCR) که امروزه حتی برروی دستگاههای دورنگار نیز وجود دارد، بهره میبردیم و با این همه دشواری در کاربرد خط فارسی در رایانه و تلفن همراه مواجه نبودیم. آنچه شاید آیندگان نیز به تشابه درباره ما بر زبان آرند. درباره فراگیری زبان ما برای فارسی زبانان و فارسی دوستان خارج از کشور نیز باید سخنی به میان آورد و آسانی که در فراگیری و کاربری این زبان خواهند یافت. این را نیز باید پیش چشم داشت که چرا امروزه زبان فارسی بنا به آمار جهانی در زمره زبانهای روبه انقراض قرار گرفته است. شاید نخستین دلیل آنرا بتوان دشواری روخوانی فارسی دانست که با این شیوه بخش عظیمی از مردم جهان دست کم امکان روخوانی زبان فارسی را خواهند داشت، آنچه هیچگاه با داشتن روش کنونی نوشتار بدان دست نخواهیم یافت. هستند فارسی شناسان غیرایرانی که هنوز با گذشت بیش از سی سال خواندن زبان فارسی و تسلط کامل روی معنای واژگانی غریب و دور افتاد، که حتی برای ما نیز نامانوس است، هنگامی که به روخوانی نوشتار می‌پردازند اسباب تمسخر ما را فراهم خواهند ساخت. آنچه که باید تنها، مشکل خط فارسی دانست و نه چیز دیگر. از طرفی، زمانی میتوانستیم از روی پیشاندیشی این مهم را به انجام رسانیم ولی امروز ناگزیر از کاربرد آن گردیدهایم.

 

 

البته ناگفته نماند که هم اکنون نیز این سخنان مخالفانی دارد و برخی به هیچ روی تغییر الفبا را شایسته ندانسته و به ادامه روش کنونی نگارش فارسی پایبند و مقید می باشند. از این روی اکنون به جوابیۀ برخی زبان شناسان در پاسخ به سخنان دکتر محمدرضا باطنی (چاپ شده در مجله بخارا شماره 63 ) میپردازیم که در روزنامه خراسان 20/4/1387 به چاپ رسیده است.

 

« خط پارسی درست استکه از پاره‌ای نارسایی‌ها و ناروشنی‌ها در رنج است، اما ایننارسایی‌ها، این تنگناها که یکی از آنها آن است که مصوت ها در آن نشان داده نمی‌شود به گونه‌ای نیست که اینخط یا دبیره را به دبیره بسیار دشوار در آموختن دگرگون سازد. دشواری بیگانگان در آموختن خط پارسی از دید من بیشتر باز می‌گردد بهاین که ریخت نوشتاری آواها یا حروف در خط پارسی با خط آنان یکسان نیست وگرنه اگر ما دبیره‌های زبان‌های دیگر را، از آن میانزبانهای اروپایی بکاویم و بررسیم در آنها نیز تنگناها ودشواری‌هایی خواهیم یافت. نکته‌ای دیگر که من شایسته می‌دانم بر آنانگشت بنهم این است که دبیره و خط فارسی بستر و خاستگاه خوشنویسی یکی ازنغزترین و زیباترین هنرهای ایرانی شده است.» (دکتر میرجلال‌الدین کزازی)

 

« خط فارسی تا صور اسرافیل می‌تواند ادامه یابد و مامی‌توانیم به آن ببالیم. درست است که از خط عربی آمده، ولی هنر مااین است که آن را گرفتیم و بومی کردیم. من نمی‌گویم خط فارسی نواقصیندارد. مثلا یکی از نقص‌های آن مصوت‌هاست که جزء حروف محسوبنمی شود... از زمان میرزافتحعلی آخوندزاده این مسائل مطرح بوده وهنوز هم گفته می شود که خیلی‌ها خیال می‌کردندعقب ماندگی به دلیل خط است در حالی که به مغز برمی گردد... مگر ترکیه الفبایش را تغییر داد، خیلی پیشرفت کرد؟» (دکتر حسن انوشه، سرپرست دانشنامه ادب فارسی)

 

« خط فارسی نسبت به فرانسوی، انگلیسی و روسی قابلیت‌هایبیشتری دارد. کشورهای شرقی از سال ١٩٢٠ میلادی به بعد خطشان را عوض کردند. اکنون بعد ازحدود صد سال این کشورها هیچ پیشرفتی نکردند. ترکیه که سردمدار این کشورهاستچه پیشرفتی کرده است و چقدر تولیدکننده است؟ در همین بیست سی سال اخیر ما در بسیاری از موضوعات همچون انرژیهسته‌ای و پزشکی از کشورهایی که خطشان را عوض کرده‌اند، پیشیگرفته‌ایم... همه خط‌های موجود دنیا دارای اشکالاتی هستند. یعنی شما هیچ خطی را در دنیا نمی‌توانید پیدا کنید که مشکل نداشته باشد... تکیهکردن به این مسائل که خط ما نمی‌تواند مصوت‌های ما را نشان بدهدیا به دلیل این که این خط نشانه‌های زیادی برای صامت‌های مختلفدارد، اتفاقا ویژگی خط ماست که سابقه تاریخی‌اش را نشان می دهد. » (دکتر ابراهیم خدایار، رئیس مرکز تحقیقات زبان و ادب فارسی)

/ 2 نظر / 35 بازدید
ادیب

عجب حرفهای مزخرفی! این "دکتر ابراهیم خدایار" ظاهرا اصلا هیچ اطلاعی در باب الفباهای دیگران ندارد. چه کسی گفته همه ی دیگر الفباها هم همینقدر مشکل دارند؟ حتی برخی انواع الفباها مشکلاتی در حدفقط یک مورددارند. مثلا الفباهای ترکی، آذری(لاتین)، کردی(لاتین) و آلمانی بسیار بی عیب تر از این الفبای شلم شوربای عربی-فارسی است. مطلبتونبسیار جالب بود، جای خوشحالیه که هنوز افرادی مثل شما در کشور داریم.

علی نجفی

انتظارداشتنِ پیش‌رفتِ علمی و تکنولوژیک از خط، از دیدِ من، بسیار خنده‌دار است! اما، در پیش‌رفتِ زبانی، تغییرِ خط، بی‌شک، اثرِ شگرفي خاهد داشت – همان‌گونه که کاربردِ واژگانِ اروپایی در ترکیه، پس از تغییرِ خطّ اشان فراهم‌تر شد. همچنین، ناکارآمدبودنِ دبیره‌هایِ زبان‌هایي چون انگلیسی یا فرانسه – که برایِ خاندن اشان، به خطِّ دیگري نیاز داریم! – دلیل به رهاکردنِ خطِّ بی‌دروپیکر امان به حالِ خود نیست. چرا اسپرانتو یا ترکی را نمی‌بینیم که مشکلِ املا و تلفظ را به‌کل ریشه‌کن کرده اند؟! تنها اشکالي که روا'ست، همان نابودیِ هنرِ «خوش‌نویسی»'ست که باز هم، به علتِ ناخانابودنِ خوش‌نویسی‌ها هم‌اینک برایِ خودِ ما نیز، ذهنِ م'را چندان بر نمی‌انگیزد.