گفت آورد دیگران دربارۀ خط فارسی (2)

« بیگفتگوست که باید الفبای ما دیگر گردد. در این باره پنجاه سال است سخن میرود و اکنون باید بکار بسته شود... ما دوست میداشتیم خودمان یک الفبای بهتر و درستتری بسازیم و بکار بریم که چون رواج گرفت اروپاییان آنرا از ما گیرند... در ایران وسایل آن آماده نیست... از اینرو از آن چشم پوشیدیم و بهتر دانستیم که به همان الفبای لاتین که دیگران اقتباس کردند قانع باشیم... باید دانست ما در فارسی بیست و دو حرف و هشت آوازه (حرکه) بکار میبریم بدینسان : ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ س ش غ ف ک گ ل م ن و ه ی ... امروزه در فارسی "ذ" نمانده و اگر دو سه کلمه هست ما همه را زاء میگوییم ، باید با زاء هم بنویسیم... کسانی درباره حرفهای عربی خواهند پرسید میگویم در زبان ساده نیازی به آنها نداریم... ولی در جاهای دیگر به آنها نیاز خواهیم داشت. مثلاً اگر خواستیم در یک جایی یک جمله عربی را بیاوریم... تفاوتی میان "ح" و "ه" و یا در میان "ص" و "س" گزارده نمیشود... ما در فارسی هشت آوازه داریم و اینک هشت کلمه میشماریم که حرف نخست هر یکی با آواز دیگری، در می‌آید: بار، درخت، دیر، پل، پول، پِی، جُو، در حالیکه در الفبای لاتین پنج آوازه بیشتر نداریم. پس در اینجا هم سه آواز بی‌پاسخده است.» (سیداحمدکسروی تبریزی، مقالات 1324)

 

« معمولاً واضع خط را در جهان فینیقیان میدانند... در ایران ما خط داستانی بسیار مفصل دارد... نیاکان بزرگوار ما در این مدت دو هزار و پانصد سال که ما تاریخ مدون و معروف داریم، هرگز در هیچ خطی تعصب نورزیدهاند و هر زمان که خط آسان تر و بهتری پیدا شده است در پذیرفتن آن درنگ نکردهاند... قدیمیترین اسنادی که در دست ماست از دوره هخامنشیان به خط میخی است... این خط را نخست برای زبانهای بینالنهرین یعنی آلامی و بابلی و آسوری به کار بردهاند و چون آلامیان در خوزستان امروز میزیستهاند و همسایه پارسیان بوده‌اند این خط را برای زبان پارسی باستان هم پذیرفتهاند... خط میخی چنان مینماید که تنها برای زینت و در کتیبه ها و سکه ها به کار رفتهاست و در حوایج روزانه و در کارهای عادی آن را به کار نمیبردند... چون در دوره هخامنشیان اقوام آرامی در کرانه های دجله و فرات بودند خط ایشان که از خط فینیقی گرفته شده و آسانتر بوده در ایران رایج شده است... و زبان پارسی باستان را به خط آرامی هم مینوشتهاند چنانکه قسمتی از کتیبه اردشیر اول به همین خط ماندهاست...

استیلای یونانیان و مقدونیان بر ایران خط یونانی را در ایران رواج داد و به تدریج خط میخی متروک شده است. مهمترین نمونه آن در کتیبه معروف زردشت در صحرای مرودشت است... در دوره اشکانیان نخستین بار حروف آرامی در سکه های ایران پدیدار شده است... خط آرامی که در اواسط دوره اشکانی برای زبان فارسی دری به کار رفته است در متون مانوی نوع دیگری از آن رایج شده است... در نخستین کتیبههای ساسانی خط و زبان یونانی و پس از آن زبان دری به خط آرامی و زبان پهلوی به همان خط آرامی دیده میشود. اندک اندک زبان و خط یونانی از میان میرود... در زمان شاپور دوم از خط آرامی خط تازه‌ای اختراع کردند و بازمانده اوستا را به آن خط نوشتند... خط آرامی که برای زبان پهلوی بکار بردهاند چون در کتابت دشوار بوده است برخی از حروف آن را متصل کرده و خط پهلوی پیدا شده است... چنان مینماید که از آغاز دوره اسلامی ایرانیان خط عربی را برای زبانهای ایرانی نپذیرفته باشند زیرا که تا پیش از دوره سامانیان هیچ اثر کتبی از زبانهای ایرانی امروز نداریم... در قرون اول اسلامی دانشمندان علوم قرآنی در دو شهر کوفه و بصره گرد آمده بودند... و از خط آرامی خطی اختراع کردند که به خط کوفی معروف شد. خط کوفی چند قرن یگانه خط مشترک زبان تازی و پارسی بود... در آغاز نقطه و اعراب نداشت... تا قرن هشتم هجری ایرانیان هنوز تصرفی در خط عربی برای چهار حرف مخصوص زبان فارسی که در تازی نیست نکرده بودند. » (سعیدنفیسی، مقالات 1342)

 

« XV و б]"خ و" و "ذ"[ فارسی دری در فارسی امروز ایران باقی نمانده اند. "ع" و همزه از فونمهای زبان عربی هستند و در فارسی دری هر دو را با همزه تلفظ میکنند و همزه یکی از فونمهای فارسی دری شده است. فارسی زبانان ث و ص را س، ح را ه، ض و ظ را ز و ط را ت تلفظ میکنند. به نظر میرسد نوشتن واژههای فارسی به حرفهای خاص عربی به منظور تصحیف نشدن آنها بوده است... از سده سیزدهم هجری عده‌ای به فکر اصلاح و تغییر الفبا افتادند. از جمله آنان میرزا فتحعلیآخوند زاده، میرزا ملکم خان، پرنس ارفع، سید محمد داعی الاسلام و سید احمد کسروی تبریزی را می‌توان نام برد. آخوند زاده از همه بیشتر برای اصلاح و تغییر الفبا کوشش کرد. وی نخست معتقد به اصلاح الفبا بود اما بعد به تغییر الفبا معتقد شد و الفبایی برای نوشتن زبانهای اسلامی، فارسی و عربی و ترکی از الفبای لاتینی و روسی ترتیب داد. وی نامه های زیادی برای موافقت دولت های ایران و عثمانی نوشت اما موفق نشد نظر مساعد آنان را جلب کند. پس از وی سعید نفیسی بیش از همه در تغییر الفبا کوشش نمود. وی برای این کار در سال 1338 انجمنی ترتیب داد و مسئله تغییر الفبا را مدتها موضوع بحث مطبوعات قرار داد. دولت ترکیه در سال 1929 الفبای لاتینی را برای نوشتن زبان ترکی به کار گرفت و در همان سال تاجیکان، فارسی زبانان آسیای میانه، الفبای لاتینی را برای نوشتن فارسی به کار بردند. آنان در سال 1941 الفبای لاتینی را رها کردند و الفبای روسی را برای نوشتن فارسی به کار بردند. اکنون گفت و گو از این است که الفبای روسی را رها کنند و الفبای کهن ]باستانی[ را برای نوشتن فارسی بکار گیرند. از عربها هم کسانی بوده و هستند که به اصلاح و تغییر الفبای عربی اعتقاد پیدا کردهاند. از جمله آنان ترکی عطیه عبود الجبوری مولف الخط العربی الاسلامی است.» (محسن ابوالقاسمی، تاریخ مختصر زبان فارسی 1377)

/ 0 نظر / 16 بازدید